از بسته‌های حمایتی تا تغییر قواعد توسعه؛

نقش نهادهای مردمی در هرمزگان

یاداشت؛ عادل تورنگ | مشاور فرماندار قشم در امور نهادهای حمایتی و جلب مشارکت‌های مردمی وقتی یک خانواده در روستایی از قشم برای تأمین آب آشامیدنی ناچار به انتظار یا پرداخت هزینه اضافی است، وقتی دانش‌آموزی در آستانه ترک تحصیل قرار می‌گیرد و وقتی درآمد یک صیاد کفاف هزینه‌های زندگی‌اش را نمی‌دهد، پرسش از کارکرد […]

یاداشت؛ عادل تورنگ | مشاور فرماندار قشم در امور نهادهای حمایتی و جلب مشارکت‌های مردمی

وقتی یک خانواده در روستایی از قشم برای تأمین آب آشامیدنی ناچار به انتظار یا پرداخت هزینه اضافی است، وقتی دانش‌آموزی در آستانه ترک تحصیل قرار می‌گیرد و وقتی درآمد یک صیاد کفاف هزینه‌های زندگی‌اش را نمی‌دهد، پرسش از کارکرد سازمان‌های مردم‌نهاد کاملاً جدی است: یک خیریه یا تشکل محلی در برابر چنین مسائل گسترده‌ای چه اندازه می‌تواند اثرگذار باشد؟

پاسخ صادقانه این است که هیچ تشکل مردمی، هرقدر پرتلاش، نمی‌تواند به‌تنهایی جای سیاست‌گذاری اقتصادی، خدمات عمومی و سرمایه‌گذاری زیرساختی را بگیرد. سخن سعید مدنی در مراسم سومین دوره جایزه معین نیز بر همین تمایز تکیه دارد: ارزش جامعه مدنی را نباید فقط با تعداد بسته‌های توزیع‌شده یا شمار افراد تحت پوشش سنجید. نهاد مردمی می‌تواند راه‌حل را در مقیاسی کوچک بیازماید، مسئله‌ای پنهان را به تصمیم‌گیران نشان دهد و مردمی را که معمولاً در طراحی برنامه‌ها صدایی ندارند، وارد فرایند تصمیم‌گیری کند.

این بحث در هرمزگان اهمیت ویژه‌ای دارد. استان ما از یک‌سو میزبان ظرفیت‌های بزرگ بندری، تجاری، گردشگری و دریایی است و از سوی دیگر، در برخی شهرها، روستاها و جزایر با دشواری دسترسی به آب، خدمات آموزشی و درمانی، فرصت شغلی پایدار و امکانات زندگی روبه‌روست. در قشم نیز مسئولان شهرستان آب، راه، بهداشت و درمان و آموزش‌وپرورش را در شمار مطالبات اصلی مردم مطرح کرده‌اند. این هم‌زمانیِ ظرفیت اقتصادی و نیاز اجتماعی، یک پرسش اساسی پیش روی مدیریت استان می‌گذارد: چگونه می‌توان منافع توسعه را به بهبود قابل اندازه‌گیری زندگی مردم محلی پیوند زد؟

نخستین کارکرد تشکل‌های مردمی، دقیق‌تر دیدن مسئله است. آمار شهرستانی برای برنامه‌ریزی ضروری است، اما همیشه نشان نمی‌دهد کدام خانواده به‌دلیل هزینه رفت‌وآمد از درمان صرف‌نظر کرده، کدام نوجوان در آستانه ترک تحصیل است یا کدام زن سرپرست خانوار برای کسب درآمد به آموزش، بازار فروش و مراقبت از کودک به‌طور هم‌زمان نیاز دارد. گروه‌های محلی، اگر به مردم پاسخ‌گو باشند، می‌توانند این اطلاعات را با رعایت کرامت و حریم خصوصی افراد به تصویری قابل استفاده برای برنامه‌ریزی تبدیل کنند. چنین شناختی، کمک‌رسانی را از توزیع یکسان اقلام به حمایت متناسب با نیاز هر خانواده نزدیک می‌کند.

کارکرد دوم، آزمودن راه‌حل پیش از گسترش آن است. برای نمونه، حمایت از دانش‌آموز کم‌برخوردار نباید به تحویل لوازم‌التحریر در ابتدای مهر محدود شود. یک برنامه محلی می‌تواند علت غیبت دانش‌آموزان را شناسایی کند، با مدرسه و خانواده گفت‌وگو کند، برای رفت‌وآمد یا آموزش تکمیلی راه‌حل بیابد و در پایان سال بسنجد چند دانش‌آموز در مدرسه مانده‌اند. اگر نتیجه روشن و هزینه اجرای آن معلوم باشد، آموزش‌وپرورش و نهادهای حمایتی می‌توانند همان الگو را در مناطق دیگر به کار گیرند. معیار موفقیت در اینجا تعداد بسته‌ها نیست؛ تداوم تحصیل کودک است.

قشم نمونه‌ای از امکان همکاری بر سر مسائل محلی را نیز در اختیار دارد. در طرح باززنده‌سازی برکه‌های باران در گربدان، خیرین، دهیاری، شورای روستا، جامعه محلی و مشاوران فنی در کنار یکدیگر قرار گرفتند. این تجربه نشان می‌دهد مشارکت مردمی زمانی مؤثرتر می‌شود که دانش بومی، تخصص فنی و مسئولیت نهادهای اجرایی به یک برنامه مشخص متصل شوند. البته اجرای چنین طرح‌هایی مسئولیت دستگاه‌های متولی را در تأمین پایدار آب کاهش نمی‌دهد.

کارکرد سوم، رساندن صدای مردم به محل تصمیم‌گیری است. اگر یک تشکل در روستاهای غرب قشم، محله‌های درگهان یا دیگر نقاط هرمزگان مسئله‌ای تکرارشونده را شناسایی می‌کند، باید بتواند یافته‌های خود را با مستندات، پیشنهاد اجرایی و زمان‌بندی پیگیری به دستگاه مسئول ارائه دهد. مشارکت واقعی زمانی رخ می‌دهد که پس از جلسه، مسئول هر اقدام، مهلت انجام آن و نتیجه قابل مشاهده برای مردم مشخص باشد. سازمان منطقه آزاد قشم از برگزاری نشست‌های فصلی با تشکل‌های جزیره و دریافت پیشنهادهای آنان خبر داده است؛ ارزش این گفت‌وگوها به آن خواهد بود که به تصمیم و گزارش پیشرفت منتهی شوند.

برای رسیدن به این نقطه، خود نهادهای مردمی نیز باید استاندارد بالاتری از اداره امور را بپذیرند: ثبت روشن منابع و هزینه‌ها، اعلام معیار انتخاب دریافت‌کنندگان خدمات، پرهیز از موازی‌کاری و سنجش نتیجه پس از پایان هر طرح. اعتماد عمومی سرمایه اصلی یک تشکل است. این اعتماد با عکس مراسم به دست نمی‌آید؛ با پاسخ‌گویی به مردم و امکان بررسی عملکرد حفظ می‌شود.

هرمزگان به شبکه‌ای از همکاری‌های محلی نیاز دارد که در آن خیریه‌ها، گروه‌های داوطلب، دانشگاه‌ها، بنگاه‌های اقتصادی، شوراها، دهیاری‌ها و دستگاه‌های اجرایی بر سر چند مسئله اولویت‌دار به توافق برسند. در هر شهرستان می‌توان از یک مسئله مشخص آغاز کرد؛ برای آن خط مبنا تعیین کرد، مسئولیت‌ها را نوشت و پس از شش ماه نتیجه را سنجید. بنگاهی که در کنار بندر یا منطقه صنعتی فعالیت می‌کند، می‌تواند در تأمین منابع شریک شود؛ تشکل محلی نیاز واقعی را بشناسد؛ دانشگاه روش ارزیابی را طراحی کند؛ و دستگاه اجرایی مسئولیت قانونی خود را انجام دهد.

نکته پایانی سخن مدنی شاید برای آینده هرمزگان از همه مهم‌تر باشد: در دل این همکاری‌ها، توانِ کار جمعی شکل می‌گیرد. مردمی با دیدگاه‌ها و منافع متفاوت یاد می‌گیرند بر سر یک مسئله مشترک گفت‌وگو کنند، اختلاف را مدیریت کنند و نتیجه را با هم بسنجند. این مهارت اجتماعی، زیرساختی برای توسعه است؛ همان‌قدر ضروری که راه، شبکه آب و مدرسه ضروری‌اند.

سازمان مردم‌نهاد قرار نیست با یک ملاقه، دریای مشکلات را خالی کند. مأموریت مؤثر آن این است که نشان دهد مسئله کجاست، چه راه‌حلی در عمل جواب می‌دهد و چگونه می‌توان مردم را در تصمیمی که بر زندگی‌شان اثر می‌گذارد شریک کرد. اگر مدیریت عمومی این دانش و مشارکت را جدی بگیرد، کار کوچک یک تشکل می‌تواند به تغییری بزرگ‌تر در شیوه اداره امور هرمزگان تبدیل شود.